
امیر روشنگر
با روی کار آمدن طالبان در افغانستان، اسلامآباد در میادین دیپلماتیک اذعان میکرد که افغانستان از اشغال نیروهای خارجی رهایی یافته و اکنون بهعنوان یک کشور مستقل در عرصهی بینالمللی حضور دارد. در اوایل سقوط نظام جمهوریت درافغانستان حتی جنرال فیض حمید رئیس وقت سازمان استخبارات پاکستان (آیاسآی) به کابل آمد و از نزدیک با مقامات طالبان صحبت و گفتوگو نمود، برخی کارشناسان خارجی مدعی شدند که فیض حمید برای ترسیم مدل حکومتداری طالبان به کابل سفر نموده و قرار است اسلامآباد نقشه سیاسی افغانستان را ایجاد نماید.
این در حالی بود که طالبان سرشار از شوق “بهعقیدهی خودشان فتح کشور بودند” و درسطوح مختلف از این رویداد سیاسی استقبال نمودند. در آن زمان آگاهان امور سیاسی به این باور بودند که طالبان در نتیجهی سیاستهای اسلامآباد به قدرت رسیده و درواقع؛ این گروه حکومت دست نشانده پاکستان است. این روابط گرم و به ظاهر صمیمی، ییش از سهسال میان کابل و اسلامآباد برقرار بود. هرچند این روابط مسیر پرفرازونشیبی را طی نموده اما در سطح عموم از صمیمیت نسبی برخوردار بود. در برخی موارد طالبان در تنگناههای سیاسی واقتصادی به سراغ پاکستان میرفتند تا مسیرهای تازهی اقتصادی برایشان در سطح منطقه فراهم سازد. اسلامآباد نیز با پیشانی باز خواستههای طالبان را در مجامع منطقهی و بینالمللی مطرح و از آن حمایت میکرد. فراز و فرود روابط گروه طالبان با پاکستان، هند همسایه دیگر پاکستان را به تکاپو برای حل فاصلههای سیاسی و امنیتی با طالبان واداشت. هند که پس از خروج نیروهای ایالات متحده آمریکا از افغانستان، تمامی روابط سیاسی واقتصادی را با کابل قطع نموده و حتی طالبان را به عنوان گروه تروریستی می شناخت، یکباره تغییر موضع داده و به دنبال روابط با طالبان در سطوح و زوایای مختلف گردید.
طالبان که مشتاق حمایتهای منطقهی و بینالمللی برای حل بحرانهای سیاسی و مشروعیتهای حقوقی در مجامع دیپلماتیک بود، روابط با هند را در سطوح مختلف انکشاف داد. امیرخان متقی سرپرست وزارت خارجهی گروه طالبان در سفری به دهلی نو بر ایجاد روابط مستحکم با هند در کریدورهای اقتصادی و سیاسی تأکید نموده و خواستار ادامهی روابط عمیق با هند گردید. دولت هند سطح روابط دیپلماتیک خویش را در پی افزایش همکاریهای سیاسی گسترش داده و سفارت خود را در کابل دوباره فعال نمود.
این سطح وحجم از روابط طالبان با هند به مزاج پاکستان که گفته میشد تمامی فعالیتهای طالبان با حمایت و مشوره اسلامآباد انجام میشود، خوش نیامده و یکباره ورق برگشت نمود. مقامات در اسلامآباد خشمگین و احساساتی در مقابل روابط طالبان و هند موضعگیری نمودند. استدلال پاکستان در ایجاد تنش با طالبان این بود که؛ در افغانستان تحریک طالبان پاکستانی (تی تی پی) فعالیت دارد و طالبان آنها را تجهیز و سازماندهی میکند. تی تی پی؛ سالهاست که در برابردولت مرکزی پاکستان میجنگد.
پس از این موضعگیری؛ ارتش پاکستان با دستور نخست وزیر این کشور حملات هوایی در نقاط مختلف افغانستان را آغاز نمود. گروه طالبان درواکنش به این حملات مدعی شدند که برخی نقاط پاکستان را آماج حملات راکتی و پهبادی قرار داده اند. این همه درحالی است که از چندی به اینسؤ؛ جمعیتی ازعلمای پاکستان برای حل اختلاف میان طالبان و اسلامآباد دست به کار شده و تلاش دارند تا اختلاف نظرها از طریق گفتوگو و مصالحه حل گردند، اما تا کنون نتیجهی جلسات علمای پاکستان مشخص نیست.
با این وجود و باتوجه به ادامهی حملات هوایی ارتش پاکستان به نظر میرسد استراتژی پاکستان در قبال کابل از جهات زیر تغییر کرده است:
