
طاهره فرزاد
شماری از باشندگان ولایت غزنی از بدرفتاری کادر درمان شفاخانههای دولتی در این ولایت شکایت دارند. آنان مدعی اند که؛ کادر درمان با بیاحتیاطی و رویهی نامناسب درهنگام زایمان زنان در شفاخانهها باعث گردیده، تا زنان از حضور در این شفاخانهها دوری نمایند. زنانی که تجربهی زایمان دراین شفاخانهها را دارند، در گفتوگوهای جداگانه با “خبرگزاری صدای مردم افغانستان” مدعی شدند که کادر درمان شفاخانههای دولتی، مخصوصا شفاخانه ملکی که درمرکز شهر غزنی قرار دارد، با مراجعین شان رفتاری توهینآمیز همراه با خشونت داشته و دربرخی موارد پزشکان و پرستاران نهتنها از رسیدگی مناسب به بیمار خودداری میکنند؛ بلکه بیماران را لت وکوب کرده و با الفاظ رکیک مورد فحاشی قرار میدهند. برخی هم ادعا دارند که کادر درمان و پرستاران مبالغِ مختلفی برای اجرای مراحل کمک به زایمان طبیعی از بیماران تقاضا میکنند. این درحالی است که پس از سقوط نظام جمهوریت در کشور و فرار شماری زیادی از دکتران و متخصصین زنان و زایمان و افزایش فقر در کشور، زنان زیادی برای زایمان در شفاخانههای دولتی مراجعه میکنند.
فرشته نام مستعار یکی از زنانی است که در شفاخانه ملکی واقع در مرکز شهر غزنی از تجربهی وحشتناک خود در زمان زایمان دراین شفاخانه روایت میکند. او مدعی است که هنگام زایمان با رفتاری تحقیرآمیز کادر درمان؛ اعم از پرستاران و داکتران مواجه شده است. به گفتهی او باوجود اینکه مبلغ دریافتی به عنوان (شیرینی)؛ شوهرش برای کادر درمان شفاخانه پرداخت کرده تا از فرشته مراقبت نماید، با آنهم؛ آنها با بیتوجهی در هنگام ولادت اولین فرزند او؛ و رفتار همراه با تمسخر و تحقیر باعث گردیده تا تجربهی تلخی برای فرشته از اولین زایمان طبیعی وی در این شفاخانه در حافظهی او باقی بماند.
فرشته میافزاید که پزشکان و پرستاران دراین بخش با فریاد زدنهای مداوم به بیماران توجه نمیکنند و این وضعیت سبب میشود؛ زنانی که دراوج درد زایمان قرار دارند و در آن هنگام نیاز به نوازش و مراقبت دارند؛ از نظر روحی و روانی بیشتر آسیب بیبنند. او تجربهی خود را چنین بیان میکند: “اولین زایمانم بود؛ شوهرم برای اینکه طفلم به صورت طبیعی و سالم به دنیا بیاید، مرا به شفاخانه دولتی در مرکز شهر غزنی (شفاخانه ملکی) برد. این شفاخانه از خانهی ما حدودا دوکیلومتر فاصله دارد وقتی وارد شفاخانه شدیم مرا به بخش زنان و زایمان منتقل کردند. کادرِدرمان برای شوهرم اجازه ورود نداده و با صدای بلند جیغ کشیدند که برای مردان “اجاز نیس” من نزدیک چهار ساعت بدون هیچگونه مراقبتِ قبل از زایمان آنجا ماندم، هیچیک ازپرستاران به سراغ من نیامدند. ازشدت درد به خود می پیچیدم، پس از گذشت ساعتها درد و ناراحتی شدید، یکی از پرستاران آمد و با رفتارِ بسیار زشت مرا مورد تهدید قرارداده و گفت: “اگر حوصله زایمان نداری چرا بارداری میکنی؟”، این حرف را گفت و رفت. پس از چهارساعت فرزند من به صورت طبیعی بهدنیا آمد. در هنگام ولادت هیچیک از دکتران و پرستاران کنارم نبود. شوهرم هم؛ در بیرون از بخش بود و اجازهی ورود نداشت، من بودم و فضای مملو از اختناق و خشونت. پرستاران در اتاقِ پرستاری چای مینوشیدند، فکاهی میگفتند وبا صدای بلند میخندیدند.” فرشته میگوید با این تجربهی تلخ؛ دیگر حاضر نیست برای زایمانهای بعدیش به این شفاخانه برود.
گلثوم نام مستعار یکی دیگر از زنانی است که در شفاخانههای دولتی ولایت غزنی زایمان کرده و از تجربهی تلخ خود دراین شفاخانهها شکایت دارد. او مدعی است که شفاخانههای دولتی دراین ولایت از کمترین امکانات صحی و بهداشتی بهره نداشته و بیماران درهنگام مراجعه به این مراکز دچار انواع بیماریهای گوناگون صحی و مراقبتی میشوند. او میگوید حتی در برخی موارد زمانی که یک بیمار زایمان میکند، خونِ بیمار قبلی پاک نشده و زایمان بیمارِ بعدی درهمان فضا و تخت انجام میشود. او می گوید وقتی به پرستاران برای تمیز کردن تخت شکایت کند، آنان با تمسخرمیگویند: “علاقه نداشتی چرا آمدی؟” داکتران از هر نظر رفتارهای نادرست دارند. استفاده از کلماتِ رکیک و لتوکوب بیماران برایشان یک امرعادی است. گلثوم با درد و آه میگوید وقتی زنی که خودش در حال زایمان است و خطر آن را با تمام وجود حس میکند، چنین رفتاری میبیند، چگونه میتوان انتظار داشت کسی دیگر درد او را درک کند.
حمیده زنی دیگری است که در شفاخانه دولتی در مرکز بغلان زایمان کرده است. او مدعی است که داکتران در بخش زایمان، هیچ گونه امکانات و مواردی که بتواند به حال زنان کمک کند؛ ارائه نمیکنند. او ازتجربهش این گونه میگوید: “برای زایمان دومین فرزندم به شفاخانه دولتی مراجعه کردم. شوهرم یک ریکشا دارد که تا دیر وقت در شهر کار میکند؛ تا لقمه نانی برای من و فرزندانم پیدا کند. در هنگامی که درد زایمان گرفتم شوهرم خانه نبود، مجبورشدم زنیهمسایهم را خبرکنم، او به خاطری که وضعیتِ اقتصادی ما خوب نبود، مرا به شفاخانه دولتی برد. به شوهرم زنگ زد که در کدام شفاخانه ببرم؟ او گفت در شفاخانه دولتی، چون پول نمیگیرد. وقتی وارد شفاخانه شدیم؛ در دروازه ورودی گارد شفاخانه از من پرسید که چرا تنها آمدم؟ گفتم شوهرم سر کار است؛ با زنی همسایه آمدم، زیر لب آهسته گفت: “وقتی پول ندارد چرا اولاد می آورد؟” من درآن زمان از درد به خود میپیچیدم و به حرفِ آن گارد توجه نکردم . وقتی واردِ بخش زایمان شدیم؛ دیگر زنی همسایه را اجازه نداد. گفت برای دیگران اجازه نیست. من درآن تخت با بدترین رفتاری غیرانسانی که کسی باورش نمیشود روبهرو شدم. پس از ساعتها انتظار و درد کشیدن وقتی پرستار آمد؛ گفتم درد دارم، لطفا برایم سیروم بزنید، با نگاهِ خیره و سکوت طولانی به صورتم نگاه کرد و گفت: وقتی که توان درد را نداری چرا بچه به دنیا می آوری؟ گفتم مگر بچه آوردن جرم است؟ گفت نه جرم نیست؛ اما اگر پول نداشته باشی و بچه بیاوری بلی جرم است. این حرف او تا بند بند استخوانم را سوزاند. حالا که پس از چهار ماه به آن حالت خودم وحرفِ پرستاران میبینم؛ بدنم از شدتِ درد می سوزد و قلبم پاره میشود. ما زنان به کجا شکایت کنیم؟ هیچ مرجعی قانونی برای پاسخگویی ما وجود ندارد.” این زنان خواهان وضع و اجرای قوانین مشخص برای حفظ کرامت مادری هستند. قانونی که بر اساس آن پرستاران و پزشکانی که رفتارهای خشونتآمیز و غیرانسانی دارند، مورد بازخواست قرار گرفته و در صورت تداوم تخلف، از وظیفه برکنار شوند.
اینها نمونههای کوچک؛ اما دلخراش از وضعیتِ شفاخانههای دولتی در سراسرِ افغانستان است که متاسفانه با برگشتِ دوبارهی حاکمیت طالبان، بخش زایمان شفاخانهها با کمبود پرستاران زن روبهرو اند. این وضعیت به دلیل افزایش فشار بیشتر علیه زنان از سوی دستگاههای گروه طالبان که زنان را از کار منع کرده اند، انجام میشود. نهادهای کمک رسان بینالمللی نیز در این زمینه، کمتر توجه کرده و زنانی که در حال زایمان هستند تنها رها شده اند. این وضعیت باعث گردیده تا زنانِ باردار به دلیل نداشتن پول کافی از رفتن به شفاخانههای خصوصی خودداری کنند. از سوی هم؛ شفاخانههای دولتی به دلیل نداشتنِ کادر درمان زن؛ و نبود امکانات و همچنین رویههای نامناسب و رفتار تحقیرآمیز نیز مراجعه نمیکنند.
تداومِ این وضعیت باعث افزایش مرگومیر مادران در سراسر کشور گردیده است. پیش از این، صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) گفته بود که نقش کارکنان بهداشتی زن در نجات کودکان حیاتی است. این نهاد تاکید کرده است که زنان باردار افغانستان قربانیِ مستقیم وضعیت نابسامان شفاخانهها و مراکز صحی بوده و هیچ پشتیبانی از سوی نهادهای کمکرسان دریافت نمیکنند.
