امیرروشنگر
طی هفتههای گذشته صدها نفردر تلاش برای گذشتن از مرزهای ایران بازداشت، آواره، زخمی و کشته شده اند. حجت صدیقی، دادستان استان تایبادِ ایران، “روز شنبه 30 قوس” به رسانهها تأیید کرد که دوهزارو 106 نفر از اتباع افغانستان را درمرز میان افغانستان و ایران که دربرفباریهای اخیر گیرمانده بودند، دوباره به افغانستان برگردانده است. او ادعا کرده که این افراد از طریق مرز تایباد به شکلِ غیرقانونی وارد خاک ایران شده و بر اثر برفباری شدید در منطقهی تایباد گیرمانده و پس از اطلاع رسانی از سوی باشندگان محل، توسط پولیس نجات داده شده و به افغانستان برگردانده شده اند. مقامات محلی طالبان در هرات، تا کنون در این مورد جزئیات ارائه نکرده اند.
در همین حال هفتهی پیش بر اساس ادعای مقامات محلی طالبان در هرات، 15 نفر از شهروندان افغانستان در تیراندازی شبانهی نیروهای مرزی ایران کشته شده و شماری دیگر نیز زخمی گردیده اند. اما مقاماتی ایران در این زمینه اظهار نظر رسمی نکرده و سکوت کردند. این در حالی است که ایران از شروع سال جاری تاکنون نزدیک به دو میلیون مهاجر افغانستان را از طریق مرزهای زمینی به افغانستان برگردانده است. در همین حال دولت پاکستان؛ همسایهی دیگر افغانستان نیزبه شهروندان افغانستان مهلتِ شش ماهه برای خروج از کشور تعیین کرده و براساس آمارهای سازمان ملل متحد، روزانه نزدیک به یک هزار شهروند کشور از پاکستان اخراج میشود. دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان(یوناما) هشدار داده است که مهاجرین افغانستانی که از ایران و پاکستان به گونهی اجباری و بدون حمایتهای بشری اخراج شده اند، در کشوربا فقرشدید اقتصادی، نبود کار، کمبود داروهای اولیه و نبود حمایتهای مالی، روبهرو بوده و به گفتهی آنها با توجه به شروع فصل سرما اگر این روند ادامه یابد؛ افغانستان با بحرانِ فراگیر انسانی روبهرو خواهد شد.
این همه در حالی است که باوجود هشدارهای رسمی وغیر رسمی دولت ایران و پاکستان، روزانه هزاران شهروند کشور تلاش میکنند، تا بهصورت قانونی وغیر قانونی از مرزهای کشورهای همسایه عبور نمایند. روند سیل آسای مهاجرت به کشورهای همسایه مخصوصا ایران؛ وابسته به دلایل وعوامل مختلف بوده که از حوصلهی این نبشته خارج است. اما آنچه واقعیت موجود در این روند مبهم و پرتلاطم به چشم میخورد، نبودِ سازوکار مشخص از سوی دولتهای افغانستان و ایران برای پذیرفتن کارگران در دو طرف مرز است که باعث سردرگمی و آوارگی میلیونها انسان کارگر گردیده است. جمهوری اسلامی ایران طی دههها میزبانی از حضوِر شهروندان افغانستان، نتوانسته/نخواسته است روند قانونی و مشخصی برای جذب واخراج کارگران افغانستان در داخل ایران ایجاد یا حتیالامکان تسهیل کند. عدم مسیر مطممئن و قانونی برای تسهیل ارائه خدمات قانونی برای مهاجرین افغانستان در ایران، دلایل و زمینههای مختلف داشته که به تعدادی از آنها اشاره میکنیم:
- نبود بسترهای حقوقی و قانونی برای حمایت ازمهاجرین در درون ساختاهاری حقوقی جمهوری اسلامی ایران از مهم ترین و اصلیترین دلایل سردرگمی نهادها وساختارها در برخورد با اتباع کشورهای مختلف بوده که زمینه را برای سؤاستفاده برخی حلقات و جریانها در درون جمهوری اسلامی ایران فراهم ساخته است. نگاهِ غیر خودری به شهروندان افغانستان در بدنهی ساختارهای تصمیمگیری نظام جمهوری اسلامی ایران نیز در همین کانتکس قابل پیگیری و مشاهده است. واقعیت این است که برخی ساختارهای جمهوری اسلامی ایران نسبت به مهاجرین بیپناه افغانستان که از نبودِ دولت مشروع در کشورشان رنج میبرند، نگاه ابزاری و منفعتطلبانه داشته و از کارت بازی مهاجرین در تعاملات و بده بستانهای داخلی و بینالمللی استفاده میکند. مهاجرین در ایران از هرگونه حقوقِ قانونی پذیرفتهشده در کنوانسیونهای بین المللی نسبت به مهاجرت بیبهره بوده و در سایهی ابهامِ قانونی، با بدترین شکنجه و تحقیر از سوی مسؤلین و شهروندان ایرانی روبهرو اند. روندِ بیرویه و رشد فزایندهی مهاجرت شهروندان افغانستان در ایران؛ یکی از دلایل وعوامل مهم شکل گیری نفرت نژادی شهروندان ایران نسبت به شهروندان افغانستان بوده که در قالبهای گوناگون در حال رشد و شکل گیری بیشتر است.
- نگاه برتری طلبی نژادی متاسفانه از سطح شهروندان عادی جامعه ایران فراتر رفته و پای نهادها و ساختارهای قانونگذاری درکشور را نیز به این مهلکه کشانده است. مقامات جمهوری اسلامی در ردههای مختلف تصمیمگیری و عملیاتی، نسبت به حضور شهروندان افغانستان نگاه تبعیضآمیز مملو از خشونت نژادی داشته و در درون لایههای مختلف قدرت و سیاست، آن را بروزمیدهند. این نگاهِ به شدت نژادی و خودخواهانه باعث گردیده تا سالانه صدها شهروند افغانستان درگوشه و کنارِ ایران توسط مقامات و مردم عادی؛ تحقیر، شکنجه، توهین و در برخی موارد به قتل برسند. شهروندان ایران مدعی اند که اتباعِ بیگانه (شهروندان افغانستان) با آمدن به کشورشان؛ باعث کاهش فرصتهای شغلی، تحصیلی، اقتصادی و اجتماعی گردیده و به باور آنها این رشد بیرویهی حضور افاغنه (نام دیگری مردم افغانستان در ایران) در کشورشان؛ حاصل نبود حکومت مقتدر و ملی در ایران بوده که در قبال جان و مال شهروندان حساسیت ندارد.
- در سایه نبود بستری حقوقی مدون و نگاهِ نژاد طلبانهی مردم ایران، حضور ساختارهای موازی ارائه خدمات قنسولی و سامان دهی برای اتباع خارجی مشکل دیگری است که بر طومار این مشکلات افزوده است. در ایران نهادهای مختلفی؛ مدعی ارائه خدمات قانونی برای شهروندان افغانستان اند. نهادهای چون: دفاتر کفالت اتباع خارجی که تحت نظر وزارت کشور (وازرت داخله) فعالیت میکنند، سازمان امور اتباع ومهاجرین وزارت کشور ( وزارت داخله)، کمیسیون عالی رسیدگی به امور اشتغالِ اتباغ خارجی تحت نظر وزارت کشور (وزارت داخله) و کمیتههای مختلفِ تشکیل شده ازوازت کشور و وزارت کاردر بخشِ ارائه خدمات قانونی برای شهروندان افغانستان که مشغول کارگری در بخش های مختلف کشور اند شامل این فهرست میباشد. این نهادها به طور خاص از نظر قانونی مؤظف به ارائه خدمات مختلف (کار، اقامت، تحصیل و حرفه) به اتباع خارجی بوده که به گفتهی مقامات جمهوری اسلامی ایران؛ مطابق به خواست و وضعیت مهاجرین ایجاد گردیده است. اما در عینحال بر اساس واقعیتهای موجود؛ هیچ کدام از این نهادها به صورت مشخص در بخشِ تسهیل مسائل مربوط به مهاجرت اتباع خارجی کار نمیکنند؛ یا به تعبیری بهتری در این نهادها هرچیزی جریان دارد غیر از ارائه خدمات قانونی؛ بلکه آنها تبدیل به دلالانی شده اند که از کارگران بیپناه افغانستان در بدل ارائه خدمات اندک آنهم قانونی، پول دریافت میکنند. دراین نهادها چون هیچ ساختار تعریف شدهی قانونی که بر اعمال آنها نظارت کنند وجود ندارد، افراد و حلقات خاصی از وضعیت مهاجرین استفاده نموده و اخاذی مینمایند.
- در نبود قانونِ مشخص در بخش اقامت اتباع بیگانه در کشور ایران، شهروندان افغانستان که بیش از چندین دهه در جمهوری اسلامی ایران زندگی کرده اند، هیچ گونه مدرکی قانونی برای اقامت نداشته و با کسانی که تازه در ایران وارد می شوند، تفاوتی ندارند. حق کار، تحصیل، اقامت و تنظیم امور مربوط به ازدواج وزاد و ولد؛ که از اصلی ترین چالشهای ادغام مهاجر در جامعه میزبان است، در جمهوری اسلامی ایران هیچ قانون برای تنظیم چنیین امور و ارائه راهکارهای قانونی برای مهاجرین وجود ندارد. در خلأ قانون و نبود مکانیسمهای مشخص، مهاجرین برای پیشبرد امور ضروری شان دست به دامن کمیشنکاران ایرانی میشوند و حتی با پرداخت پولهای هنگفت نمیتوانند مدارک مورد نیازشان را تهیه نمایند. هیچ کشوری در سطح جامعه بینالمللی به اندازه جمهوری اسلامی ایران نسبت به مهاجر؛ نگاه ابزاری و غیرانسانی ندارد. مهاجرت یک اصل پذیرفته شدهی بینالمللی در تمامی کنوانسیونهای بینالمللی بوده و جامعه جهانی آن را بهرسمیت شناخته است. جمهوری اسلامی ایران بهعنوان عضو جامعه جهانی دربرابر دنیای متمدن و مدرن کنونی و درنبود بستری قانونی و تعریفشده برای مهاجرت، تمام نهادهای حقوق بشری، سازمانهای حامی مهاجرت، سازمان ملل متحد و شورای امنت را به تمسخر گرفته و سالانه میلیونها دالر به خاطر حفاظت از مهاجرین از سوی سازمان ملل و نهادهای حامی مهاجرت دریافت میکنند. دولت جمهوری اسلامی ایران در قابل دریافت این پول هنگفت هیچگونه خدمات اساسی و اولیه برای مهاجرین مجاز و غیرمجاز در داخل کشور ارائه نمیکننند. از سوی هم؛ متاسفانه هیچ نهاد نظارتی از سوی سازمان ملل متحد، برای نظارت بر عملکرد دولتهای عضو در زمینهی تسهیل خدماتِ مهاجرتی وجود نداشته و این باعث میگردد تا دولتها با توجه به شرایط و ظرفیت داخلیشان نسبت به موضوع مهاجرت برخورد سلیقهی و ابزاری مینمایند.
این همه در حالی است که انسان مهاجرافغانستانی که در بدترین شرایط ممکن از دیوارِکشورهای همسایه برای فرار از فقر و تنگدستی بالا میروند، در کشورهای میزبان با بدترین شکل برخورد غیرانسانی مواجه شده و چی بسا در راه رسیدن به آن کشورها، جان شانرا از دست میدهند. مهاجرت در بستری ذهنی انسانی افغانستان مفهوم پر چالش، درهم آمیخته با آوارگی، فقر، شکنجه و کشتارهای جمعی بوده که سالانه هزاران خانواده را به نابودی سوق میدهد.